<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>رهــــجو</title>
<link>http://dreamcast.blogfa.com/</link>
<description>کامل تـرین مقالات تـخصصی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 31 Oct 2009 19:54:43 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>بزرگترین 10 رمان جهان</title>
<link>http://dreamcast.blogfa.com/post-191.aspx</link>
<description>زمانی از سامرست موام نویسنده معروف پرسیده شد که نظرش را در مورد رمان های برتر و مورد علاقه اش اعلام کند .. هر چند این یک اعلام نظر شخصی بود اما به واقع اثاری که نام برد .. بدون تردید دارای این قابلیت و برتری هستند که به تنهائی جزو رمان های برتر قرار بگیرند در ذیل لیست این اثار درج گردیده .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱-) جنگ و صلح ( ۱۸۶۶ ) اثر لئو تولستوی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲-) بابا گوریو ( ۱۸۳۴ ) اثر انوره دو بالزاک&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳-) تام جونز ( ۱۷۴۹ ) اثر هنری فیلدینگ&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴-) غرور و تعصب ( ۱۸۱۳ ) جین اوستین&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۵-) سرخ و سیاه ( ۱۸۳۱ ) اثر استاندال&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۶-) بلندی های بادگیر ( ۱۸۴۸ ) امیلی برونته&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۷-) مادام بواری ( ۱۸۵۷ ) اثر گوستاو فلوبر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۸-) دیوید کاپرفیلد ( ۱۸۴۹ ) اثر چارلز دیکنز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۹-) برادران کارامازوف ( ۱۸۸۰ ) اثر فئودور داستایفسکی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱۰-) موبی دیک ( ۱۸۵۱ ) اثر هرمان ملویل&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در کنار این رمان های معروف .. هستند اثاری دیگر که به گفته بسیاری از علمای ادبیات شایسته انتخاب و برتری هستند .. از جمله این اثار می توان به اینها اشاره نمود ..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اناکارنینا نوشته لئو تولستوی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بربادرفته اثر مارگارت میچل رمان نویس امریکائی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دن کیشوت شاهکار سروانتس&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رابینسون کروزوئه .. اثر دانیل دفو&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سه تفنگدار .. اثر الکساندر دومای پدر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مجموعه قصه های اندرسن .. نوشته هانس کریستین اندرسن که تقریبا به زبان همه ملل ترجمه شده اند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هملت .. شاهکار ویلیام شکسپیر که در اصل یک نمایشنامه است&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 19:54:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dreamcast&amp;postid=191</comments>
<dc:creator>dreamcast</dc:creator>
<guid>http://dreamcast.blogfa.com/post-191.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عکس کم نظیر مادر و فرزند از یک فیلم</title>
<link>http://dreamcast.blogfa.com/post-190.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img2.pict.com/9c/c5/6f/1825045/0/shannynsossamon281292.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.lifeishotincracktownthemovie.com/images/ShannynSossamon.jpg&quot; target=_blank&gt;لینک دریافت تصویر اصلی با حجم 8 مگابایت&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.lifeishotincracktownthemovie.com/images/ShannynSossamon.jpg&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عکسی که مشاهده می فرمائید صحنه ای از یک فیلم هالیوودی است با بازی Shannyn Sossamon که طرفداران بسیاری جلب کرده و مورد توجه خیلی ها قرار گرفته .. حتی بسیاری از علاقمندان اقدام به چاپ ان برای تکه های پازل نمودند . قابل توجه اینکه حجم عکس چیزی در حدود ۸ مگابایت می باشد ..!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر اینترنت پرسرعت در اختیار دارید حتما این عکس رو دانلود کنید و در صورت استفاده از اینترنت دیال اپ حدود ۱۲ تا ۱۵ دقیقه باید وقت بگذارید &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 23 Oct 2009 17:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dreamcast&amp;postid=190</comments>
<dc:creator>dreamcast</dc:creator>
<guid>http://dreamcast.blogfa.com/post-190.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>10 سمفونی برتر دنیای موسیقی کلاسیک</title>
<link>http://dreamcast.blogfa.com/post-189.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img2.pict.com/3b/ae/0c/1644704/0/herbertvonkarajan.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دنیای موسیقی کلاسیک .. همراه با رهبران . مصنفان و همچنین اثار موسیقیائی متنوع دارای فراز و نشیب بسیاری است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در این بین گاه گاهی در بین طرفداران این هنر نظر سنجی هائی برگزار می شود که در برگیرنده نظر مستقیم و علاقه شنوندگان به نوع موسیقی محبوب و مورد علاقه انها است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سایت  Classicmusic.com  در اقدامی جالب دست به معرفی اثار برگزیده و مورد توجه علاقمندان محافل اختصاصی موسیقی زده که نتیجه ان از طرفی هم جالب توجه و هم عجیب بوده . نکته عجیب برای رهبران ارکستر و بسیاری از اهالی موسیقی . عدم انتخاب اثار مطرحی همچون سمفونی شماره ۹ شوبرت معروف به ( بزرگ ) و همچنین سمفونی معروف مندلسون معروف به ( ایتالیائی ) می باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خاصه انکه به اعتقاد بیشتر رهبران ارکستر بر فرض مثال شاید سمفونی های شماره ۹ و ۸ شوبرت به تنهائی ارزش بیشتری نسبت به سمفونی های برامس و یا ایوز و ... داشته باشد . اما نباید از یاد برد که اثار بزرگ همیشه قربانی و گاهی مورد بی توجهی ذوق و طبع شنوندگان دوره های مختلف قرار می گیرد اما به هیچ عنوان از ارزش هنری و تخصصی انها کاسته نخواهد شد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در ذیل اسامی برتر موسیقی کلاسیک که هم از نقطه نظر شنوندگان و هم اهالی موسیقی . دارای زیبائی و پیچیدگی های موسیقی خاصی است نوشته شده . لازم به ذکر است که این اثار بدون ترتیب و مهم بودن تنظیم شده اند . بر فرض مثال سمفونی یک این لیست که سمفونی مهلر می باشد با اخرین سمفونی این لیست هیچ فرقی از لحاظ جایگاه ندارد . این لیست . تنها اثار برتر و برگزیده هستند بدون درجه برتری نسبت به یکدیگر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱ - سمفونی شماره ۹ گوستاو مهلر  در ( ر ماژور ) : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در محافل خصوصی موسیقی مهلر اورده شده که مهلر در زمان تنصیف این اثر گرفتار یک بحران درونی بوده و از موضوع بزرگ و بغرنجی که مربوط به زمان مرگ و زندگی پس از ان بوده رنج می برده . تعدادی از مهلر شناسان و بزرگان بر این عقیده اند که موومان چهارم این سمفونی در واقع پنج مرحله روان شناختی مرگ را توصیف می کند که عبارتند از ... انکار . عزلت . خشم . چیرگی بر ناامیدی . و در نهایت پذیرفتن مرگ .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲ - سمفونی شماره ۳۴ هایدن در ( ر مینور ) : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ارون کوپلند مصنف و معلم موسیقی در جائی گفته بود . موومان دوم این سمفونی به دلیل ریتم های کششی و بالا رونده دارای چنان شور و هیجانی است که لقب ( سمفونی پاپ ) برای ان بدرستی برازنده است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳ - سمفونی شماره ۵ بتهوون در ( دو مینور ) : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی برای اولین بار این اثر اجرا شد . یکی از بزرگترین منتقدان بتهوون تحت تاثیر پاساژهای هولناک و خرد کننده این سمفونی . گفته بود . بعد از پایان سمفونی و موومان اخر . نمی دانستم که ایا کلاه بر سر دارم یا نه ..!! ( گذاشتن کلاه بر روی سر در ان زمان برای اقایان مد بود و اهمیت غیر قابل انکاری داشت )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴ - سمفونی شماره ۲۵ موتسارت ( موزارت ) در ( سل مینور )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۵ - سمفونی شماره ۱ باربر در ( سل ماژور )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۶ - سمفونی شماره ۹۴ هایدن در ( سل ماژور ) : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به دلیل تغییرات متناوب ریتمیک و عدم تداخل در هارمونی کلی اثر . از طرف اهل فن و رهبران ان زمان به سمفونی شگفت اور یا ( شگفت انگیز )  Surprise  معروف گشت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۷ - سمفونی شماره ۹ انتوان دورژاک معروف به ( دنیای نو ) در ( می مینور ) اپوس ۹۵ :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دورژاک این سمفونی را هنگام اقامت در امریکا . با تاثیر از رقص ها و ترانه های سیاهان و سرخ پوستان تصنیف کرد . در این سمفونی هر چند نشانه هائی از بهره مندی او از تم های بومی امریکائی را مشاهده می کنیم . اما سبک و بیان اثر در کلیت خود روح اسلاوی ( سرزمین مادری ) دارد . به دلیل همین ویژگی و همچنین ترکیب استادانه و موزون بوده که حتی در نخستین اجرای ان با تحسین منتقدان و مردم روبرو شد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۸ - سمفونی شماره ۱ چارلز ایوز در ( ر مینور ) :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نظر کارشناسان بر این است که ایوز این سمفونی را با الهام از سمفونی شماره ۹ دورژاک ( خصوصا موومان دوم ) و سمفونی شماره ۹ بتهوون ( موومان سوم ) و سمفونی شماره ۸ یا ناتمام شوبرت ( موومان دوم ) و همچنین سمفونی پاته تیک چایکوفسکی ( موومان اول ) خلق کرده .!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۹ - سمفونی شماره ۲ یوهان ( جوهان ) برامس در ( ر ماژور ) :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یک اثر شنیدنی و زیبا که موومان چهارم سمفونی شماره ۹ بتهوون در سراسر ان با تغییرات و ترکیبات گوناگون و جالب تکرار می شود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱۰ - سمفونی شماره ۹ بتهوون در ( ر مینور ) :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انقدر معروفیت و محبوبیت دارد که هر گونه تعریف و تمجید در موردش بی مورد است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; اقتباس و جمع اوری مطالب . کامران عطائی .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; منبع : &lt;A href=&quot;http://classicmusic.com/&quot; target=_blank&gt;سایت Classicmusic.com &lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Sep 2009 08:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dreamcast&amp;postid=189</comments>
<dc:creator>dreamcast</dc:creator>
<guid>http://dreamcast.blogfa.com/post-189.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تاریخچه نستله ..</title>
<link>http://dreamcast.blogfa.com/post-188.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img2.pict.com/58/f3/3d/1601961/0/henrinestle.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تصویر هنری نستله&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هیچ کس نمی تواند منکر عظمت و محبوبیت شرکتی به نام نستله باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر فردی بدون شک از کودکی با این اسم و محصولات ان اشنا بوده .. خود شما که اکنون در حال مطالعه این مطالب هستید ( خارج از محدوده سنی ) قطعا اذعان خواهید کرد که در کودکی به وسیله محصول کمکی ان ( شیر خشک معروفش ) تغذیه شده اید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شرکت نستله برای اولین بار توسط هنری نستله  Henri Nestele  که یک داروساز بود تاسیس شد . هدف اصلی و اولیه هنری نستله تولید ماده ای غذائی بود که به راحتی و با اطمینان بتواند جایگزین شیر مادر و دیگر غذاها برای کودکان باشد و هنگامی که برای اولین بار توانست با این فرمول تولیدی جدیدش کودکی را که از پذیرفتن پستان مادر امتناع می ورزید و در عین حال لب به هیچ غذای دیگری نمی زد تغذیه نماید . به سرعت اوازه اش بالا گرفت و در سایر نقاط اروپا طرفداران بسیار پیدا نمود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img2.pict.com/b8/54/99/1601962/0/historyimg2.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اولین قوطی که نستله . شیر خشک را در ان عرضه نمود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در سال ۱۸۶۶ و درست یک سال قبل از تولید فرمول هنری نستله .. یک شرکت سوئیسی به نام انگلو سوئیس در حال ازمایشاتی مشابه ازمایشات هنری نستله بود . و سعی داشت امکان تولید انبوه و صنعتی ان را فراهم نماید .. کاری که حداقل در ابتدا از دست هنری نستله بر نمی امد . نهایتا در سال ۱۹۰۵ هنری نستله و شرکت غذائی انگلو سوئیس تصمیم به ادغام گرفتند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img2.pict.com/e7/ae/6b/1601960/0/henr.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمائی از گواهی ثبت فرمول جدید نستله ( برگرفته از ارشیو و بایگانی شرکت نستله )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در فاصله سالهای ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۸ و همچنین در بهبوهه سال های جنگ جهانی اول تقاضا برای فراورده های لبنی افزایش یافت . و با پایان جنگ هم هیچ کاهشی پیدا نشد . و در همان زمان تغییر استراتژی شرکت بسیار جالب توجه بود . و اولین انها تولید شکلاتهای معروف نستله بود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سالهای ۱۹۳۸ تا ۱۹۴۴ برای شرکت نستله فراموش نشدنی است .. در سال ۱۹۳۸ سود به دست امده شرکت از بیست میلیون دلار به ۶ میلیون دلار کاهش یافت .. ان هم تنها در مدت زمان کمتر از یک سال .. !!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img2.pict.com/2e/51/65/1601970/0/nestelefactory18801890.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمائی از شرکت نستله در فاصله سالهای ۱۸۸۰ تا ۱۸۹۰&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این در حالی بود که کارخانه های متعدد نستله در کشورهای در حال توسعه و به ویژه امریکای لاتین در دست ساخت و بهره برداری بود . مضحک و جالب انکه در این سالهای زیانده .. محصول جدید شرکت به نام . نسکافه ( Nescafe ) با نماد گل رز سرخ . نجات بخش شد و موجب محبوبیت بیشتر شرکت گشت . خوش اقبالی نماد رز سرخ برای شرکت انچنان غیر منتظره بود که در محصولات بعدی همانند کافی میت ( Coffe mate ) و کارنیشن ( Carnition ) هم این نماد ثبت شد ( حتما قدیمی ترها شیشه های قدیمی و قهوه ای رنگ . کافی میت را به یاد دارند که در بالای ان نماد سه عدد شاخه گل رز به وضوح قابل تشخیص بود )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سالهای بعد از جنگ چهانی دوم برای شرکت نستله همراه با دگرگونی های بسیاری بود . شرکت نستله بسیاری از شرکت های مختلف غذائی را یا خریداری نمود و یا در خود ادغام نمود و نتیجه ان تولید محصولات جدیدتر و متنوع تر بود محصولات معروفی همچون مگی ( Maggi ) و ( Libbys ) و ( Stoffers ) و غیره .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نستله در سالهای نه چندان دور در کلیه رده های تغذیه ای و حتی نوشیدنی عرض اندام نموده و در هر رده بسیار موفق عمل کرده .. تنها به این مثالهای ساده توجه کنید .. در شکلات محصول معروف و جهانی کیت کت ( Kit Kat )  در ابنبات یا کندی ( Quallity Street ) یا همان مکینتاش و خیلی مثالهای دیگر که شاید خود شما در خاطر داشته باشید .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img2.pict.com/d7/8b/62/1601992/0/nestlelogo1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تصویر لوگوی شرکت نستله&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و اما نماد ( ارم یا لوگوی ) شرکت نستله که به اندازه خود اسم شرکت و محصولاتش معروفیت دارد . یکی از افتخاراتی که شرکت بارها به ان اشاره می کند . طرح ارم و لوگوی معروفشان هست ..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این طرح که سازنده و طراح اصلی ان کسی نبود به جز همان هنری نستله معروف . تصویر پرنده ای ( گنجشکی ) را نشان می دهد که در حال غذا دادن به بچه هایش ( جوجه ها ) می باشد . تصویر و نمادی که در همه زبانها و همه ملل نماد . عشق و محبت بی حد و اندازه مادر نسبت به فرزند است این طرح . در ان زمان . نشان نجابت اجتماعی و نمادی از روح معنوی و ارمان های والای انسان دوستی شرکت بوده و هست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ترجمه و جمع اوری مطالب : کامران عطائی .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وبسایت تکمیلی و منبع : &lt;A href=&quot;http://www.nestle.com/AllAbout/History/HistoryList.htm&quot; target=_blank&gt;Nestle.com&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Sep 2009 10:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dreamcast&amp;postid=188</comments>
<dc:creator>dreamcast</dc:creator>
<guid>http://dreamcast.blogfa.com/post-188.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تاریخچه کوکاکولا . محبوبترین نوشیدنی همه دوران</title>
<link>http://dreamcast.blogfa.com/post-187.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img2.pict.com/a4/36/dd/1575138/0/dsc0103.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تاریخچه کوکا کولا . به عنوان یکی از محبوبترین نوشیدنی های همه ملل . دارای فراز و نشیب بسیاری است و اولین بار در یک لابراتوار داروخانه ای در اتلانتا به وجود امد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جان پمبرتون یک داروساز ساده با الهام از حسی کنجکاو در شهر اتلانتا بود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در یک بعد از ظهر  پمبرتون مایع زرد رنگی را با اب گازدار ( سودا ) مخلوط کرد و جالب اینکه بعد از عرضه در داروخانه اش مورد توجه قرار گرفت و جان پمبرتون هر شیشه ان را به قیمت ۵ سنت به فروش رساند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حسابدار پمبرتون به نام فرانک رابینسون نام این ترکیب را در دفاترش به نام ( ترکیب کوکا کولا ) ثبت کرد و این اولین بار بود که این نام ثبت شد و اعلام موجودیت نمود . در اول کار . پمبرتون روزی ۹ شیشه به فروش میرساند . در سال ۱۸۸۸  پمبرتون فوت کرد بدون اینکه بتواند پی ببرد ترکیبی که درست کرده در اینده چه طرفداران و علاقمندانی پیدا خواهد نمود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img2.pict.com/0e/ef/5c/1575103/0/untitled3.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;داروخانه پمبرتون به نام جاکوبز . جائی که برای اولین بار شربت کوکاکولا عرضه شد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به فاصله سه سال از ۱۸۸۸ تا ۱۸۹۱ یک تاجر اهل اتلانتا به نام اسا گریکز کاندلار . به عنوان اولین رئیس و مالک نام و برند تجاری کوکا کولا معرفی شد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کاندلار یک تاجر به تمام معنا و زیرک بود . او به دنبال راهی برای شناساندن ترکیب کوکاکولا به مردم و مشتریانش بود . ابتدا اقدام به تولید و عرضه کوپن های مخصوص نمود و در ادامه اقدام به درج و چاپ نام ترکیبش یعنی کوکا کولا در عطاری ها ( داروخانه ها ) و همچنین به روی انواع تقویم ها و ساعت ها نمود به گونه ای که مردم در هر جا .. با نام کوکا کولا روبرو می گشتند و اشنا می شدند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از ۱۸۹۵ کاندلار اقدام به تولید و عرضه شربت کوکا کولا در شهرهای شیکاگو . دالاس و لس انجلس نمود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در سال ۱۸۹۴ یک بازرگان اهل می سی سی پی به نام جوزف بیدن هارن . برای اولین بار کوکا کولا در بطری عرضه کرد . بیدن هارن . دوازده عدد از انها را برای کاندلار فرستاد و این کار . راهی طلائی برای عرضه کوکا کولا و مسیر موفقیت امیز اینده اش بود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۵ سال بعد در سال ۱۸۹۹ دو وکیل به نام های بنیامین توماس و جوزف وایتهد . حق انحصار فروش هر بطری شربت کوکا کولا را برای کاندلار به قیمت تنها یک دلار به ثبت رساندند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img2.pict.com/e5/b7/04/1575104/0/untitled1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمائی از اولین ماشینهائی که بطریهای کوکاکولا را برای عرضه در فروشگاه حمل می نمودند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در سال ۱۹۴۰ . یعنی درست در اوایل شروع جنگ جهانی دوم شرکت کوکاکولا فرمول جدید و میوه ای خود با نام تجاری فانتا ( Fanta ) را معرفی نمود که معطر به اسانس پرتقال و ترنج بود و در سالهای بعد یعنی در سال ۱۹۶۱ محصول دیگر خود به نام سپرایت ( Sprite ) با طعم سودا ( لیمو ) را عرضه نمود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در سال ۱۹۴۱ کشور امریکا وارد جنگ جهانی دوم شد و هزاران نفر از زنان و مردان به خارج از کشور فرستاده شدند و ژنرال دوایت ایزنهاور با ارسال یک تلگراف فوری به شرکت کوکا کولا خواستار ارسال ترکیبی گیاهی از کوکاکولا به خط مقدم  برای سربازان شد که بعدها مورد توجه و استقبال قرار گرفت و در نهایت با پایان یافتن جنگ و پیروزی متفقین در جنگ مسیر موفقیت و پیشروی کوکاکولا هموارتر شد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img2.pict.com/3d/3c/44/1575106/0/untitled5.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمائی از اولین قوطی کوکاکولا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با گذشت زمان خط مشی کوکاکولا هم تغییر کرد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در سال ۱۹۸۱ Roberto C . Goizueta رئیس وقت و مدیر ان زمان کوکا کولا . دست به یک ریسک و عمل محتاطانه زد . اقدام او معرفی فرمولی جدید از کوکاکولا با نام تجاری Diet Coke  یا همان کوکاکولای دایت بود . که دارای کالری بسیار پائین بود و در زمان خودش اولین نوع از این فرمول به حساب می امد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این عمل Goizueta از این جهت متحورانه و ریسک به حساب می امد که دقیقا بعد از ۹۹ سال ترکیب نوشیدنی کوکاکولا دچار تغییر میشد و منتقدان این حرکت شرکت را بزرگترین اشتباه بازاریابی ارزیابی کردند . و جالب اینکه این فرمولاسیون . با استقبال عمومی مردم مواجه شد . ولی فرمول قدیمی هم به واسطه ورود این ترکیب از بین نرفت و مدت زمانی بعد با نام تجاری &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img2.pict.com/b3/5a/ae/1575105/0/untitled4.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمونه اولین دستگاه سکه ای کوکاکولا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Coca - Cola classic  ( کوکاکولا کلاسیک ) دوباره به فروشگاه ها بازگشت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروزه شرکت کوکاکولا با افتخار اعلام میکند که به رکورد فروش ۴/۱ میلیارد انواع نوشیدنی کوکاکولا در جهان دست یافته ..!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img2.pict.com/3c/d9/32/1575165/0/cocacol.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرمولهای معروف کوکاکولا در ادوار مختلف&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ترکیبات و ملاحضات :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سوای طعم دوست داشتنی و وسوسه برانگیز . باید به نکات دیگری هم توجه نمود . نوع ترکیباتی که اخیرا در این نوع نوشیدنی ها به کار می رود با ترکیبات اولیه ان بسیار متفاوت است و به تعبیری می توان گفت نمونه های اولیه بسیار سالم تر بودند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هیچگاه پیش از خواب . این نوع نوشیدنی ها را مصرف نکنید .. یکی از ترکیباتی که اخیرا مورد استفاده پیدا کرده کافئین می باشد که با درصد خاصی در نوشیدنی اخلاط می گردد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این نوع نوشیدنی های گازدار . دارای هیچگونه چربی و پروتئین و همچنین کربوهیدراتی نیستند . در عوض دارای کالری و قند مصنوعی فراوانی هستند . و حتی گفته شده که در اغلب نوشابه های زیرو Zero و یا  Diet  که معمولا انها را به نام نوشابه های بدون قند می شناسیم از نوعی از ترکیبات ساخارین که نوعی قند مصنوعی است استفاده می شود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به غیر از رنگهای مصنوعی متفاوت . ترکیبات خاص دیگری هم وجود دارد که مظرات انها برای بدن انسان توسط گروه های پزشکی و تغذیه در سراسر دنیا تائید شده و مهمترین و شایع ترین انها ایجاد مسمویت های خفیف و حالت دوار ( سرگیجه ) بعد از مصرف در افراد متفاوت می باشد . پس در بهترین حالت شاید بتوان گفت .. همیشه جانب اعتدال را رعایت فرمائید ..!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ترجمه : کامران عطائی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لینک مستقیم جهت دریافت اطلاعات بیشتر &lt;A href=&quot;http://heritage.coca-cola.com/&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; کلیک نمائید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Sep 2009 20:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dreamcast&amp;postid=187</comments>
<dc:creator>dreamcast</dc:creator>
<guid>http://dreamcast.blogfa.com/post-187.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ولفگانگ امادئوس موتسارت</title>
<link>http://dreamcast.blogfa.com/post-186.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img2.pict.com/e3/e6/ac/1139584/0/mozart2.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;موتسارت در ژانویه سال ۱۷۵۶ در سالزبورگ اتریش به دنیا امد ، پدرش اهنگساز و ویولونیست بود و فرزندان خود را از کودکی به موسیقی اشنا کرد . موتسارت در ۵ سالگی شروع به تصنیف اهنگ کرد . استعداد خارق العاده او باعث شد که پدرش برای معرفی او به شهرهای دیگری مسافرت کند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به همین منظور در شش سالگی . او را به وین . مونیخ ، روتنبرگ ، فرانکفورت ، اخن ، و بروکسل برد . در کنسرتهائی که برای او ترتیب دادند موتسارت ویولن میزد و خواهر موتسارت پیانو می نواخت ، نخستین اثر معروف موتسارت چهار سونات برای کلاوسن بود که موتسارت ان را در سفر پاریس نوشت . در سفر انگلستان که یک سال و نیم طول کشید موتسارت با فرزند کوچک باخ  یعنی کریستیان باخ اشنا شد و تحت تاثیر او قرار گرفت&lt;/P&gt;
&lt;H6&gt;&lt;FONT size=2&gt;لیست اپراهای موتسارت&lt;/FONT&gt;&lt;/H6&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;&quot;Idomeneo&quot; 
&lt;LI&gt;&quot;Die Entführung aus dem Serail&quot; &quot;Abduction from the Seraglio&quot; 
&lt;LI&gt;&quot;Le nozze di Figaro&quot; &quot;Marriage of Figaro&quot; 
&lt;LI&gt;&quot;Don Giovanni&quot; 
&lt;LI&gt;&quot;Così fan tutte&quot; 
&lt;LI&gt;&quot;Die Zauberflöte&quot; &quot;The Magic Flute&quot; 
&lt;LI&gt;Other Operas&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P&gt;پس از انگلستان . مسافرت های دیگر به شهرهای فرنسه و سوئیس کرد ، موتسارت به واسطه کار فوق العاده و تغییر محیط چندین بار به سختی بیمار شد . هنگام مراجعت به وین موتسارت اولین اپرا بوفای خود به نام دختر ساده را تصنیف کرد ، در این زمان فقط ۱۲ سال داشت . در چهارده سالگی همراه پدر خود به ایتالیا رفت و در میلان اپرای معروفش به نام مهرداد پادشاه پونتو را به اجرا گذاشت . از این اپرا به قدری استقبال شد که تماشاگران مکرر فریاد می زدند .. زنده باد استاد کوچک .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در مراجعت به وین . موتسارت با هایدن اشنا شد و به زودی بین انها دوستی پایداری ایجاد گشت . در سال ۱۷۷۸ او ضمن مسافرت به پاریس با دختری به نام الویزیا وبر اشنا شد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;لیست کنسرتو های ویولن موتسارت&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;LI&gt;Violin Concerto No.1 KV 207 
&lt;LI&gt;Violin Concerto No.2 KV 211 
&lt;LI&gt;Violin Concerto No.3 KV 216 
&lt;LI&gt;Violin Concerto No.4 KV 218 
&lt;LI&gt;Violin Concerto No.5 KV 219 
&lt;LI&gt;Rondo in C Major KV 373 
&lt;LI&gt;Sinfonia Concertante for Violin and Viola KV 364 
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;در پاریس موتسارت موفقیتی نیافت . سمفونی ۳۱ او که به نام پاریس معروف است از اثاری بود که موتسارت برای این شهر و این مردم نوشته بود . هنگام برگشت به وین در مانهایم دوباره الویزیا را دید و به او پیشنهاد ازدواج کرد . دخترک در این شهر شهرتی یافته بود . و پیشنهاد موتسارت را رد کرد واین نخستین ضربه روحی به موتسارت بود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اغاز سال ۱۷۷۹ مقارن با شاهکارهای موتسارت است . نخستین اپرای بزرگ او به نام ایدومنه در این سال تصنیف شد . در سال ۱۷۸۲ موتسارت که الوزیا و خانواده وبر را فراموش نکرده بود با کنستانتین خواهر کوچک او ازدواج کرد و همین ازدواج او را به ایجاد نخستین زینگ  اشپیل المانی به نام دستبرد در سرا ... رهبری کرد . سپس داستان عروسی فیگارو اثر بومارشه نویسنده فرانسوی را به اپرا برگرداند و سال بعد اپرای دون ژوان و سمفونی معروف دیگر خود به نام پراگ را تصنیف کرد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;لیست سمفونی های موجود&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;Symphony 29 KV 201 
&lt;LI&gt;Symphony 30 KV 202 
&lt;LI&gt;Symphony 31 KV 297 &quot;Paris&quot; 
&lt;LI&gt;Symphony 32 KV 
&lt;LI&gt;Symphony 33 KV 319 
&lt;LI&gt;Symphony 34 KV 338 
&lt;LI&gt;Symphony 35 KV 385 &quot;Haffner&quot; 
&lt;LI&gt;Symphony 36 KV 425 &quot;Linzer&quot; 
&lt;LI&gt;Symphony 38 KV 504 &quot;Prague&quot; 
&lt;LI&gt;Symphony 39 KV 543 
&lt;LI&gt;Symphony 40 KV 550 
&lt;LI&gt;Symphony 41 KV 551 &quot;Jupiter&quot;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P&gt;در سال ۱۷۸۸ اثار معروف دیگری از قبیل سه سمفونی بزرگ و کنسرتو پیانوی خود را که معروف به کنسرتوی تاجگذاری است تصنیف کرد . در اواخر سال ۱۷۹۰ موتسارت سفری به فرانکفورت رفت . دو اپرای معروف و بزرگش به نام نی سحر امیز و کلانس دوتیتوس را در همین سالها تصنیف کرد . در اواخر عمر مردی ناشناس او را به نوشتن یک رکوئیم تشویق کرد . رکوئیم نوعی موسیقی کلیسا ئی است برای تقدیس و بزرگداشت قدیسین .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولی پیش از اتمام ان موتسارت مریض و بستری گردید . در نهایت در عین جوانی به سن ۳۵ سالگی درگذشت . مرگ موتسارت به سال ۱۷۹۱ اتفاق افتاد . روزی که قرار بود او را به خاک بسپارند زن او مریض بود و نتوانست در تشییع جنازه او شرکت کند و تشییع کنندگان به واسطه شدت باران از وسط راه برگشتند به این جهت موتسارت را در محلی دفن کردند که روز بعد هیچکس مکان ان را پیدا نکرد .. سالهای اواخر زندگی این نوازنده بزرگ در هاله ای از روایات و ابهامات قرار دارد .. بتهوون در جائی که از او نظرش را در مورد موتسارت پرسیده بودند گفته بود .. در یک قلمرو معلوم است که پادشاه کیست ..!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;لیست پیانو کنسرتو ها&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.1 KV 37 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.2 KV 39 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.3 KV 40 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.4 KV 41 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.5 KV 175 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.6 KV 238 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.7 KV 242 &quot;Lodron&quot; (for 3 Pianos) 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.8 KV 246 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.9 KV 271 &quot;Jeunehomme&quot; 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.10 KV 365 (for 2 Pianos) 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.11 KV 413 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.12 KV 414 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.13 KV 415 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.14 KV 449 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.15 KV 450 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.16 KV 451 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.17 KV 453 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.18 KV 456 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.19 KV 459 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.20 KV 466 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.21 KV 467 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.22 KV 482 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.23 KV 488 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.24 KV 491 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.25 KV 503 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.26 KV 537 &quot;Coronation&quot; 
&lt;LI&gt;Piano Concerto No.27 KV 595&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P&gt;منابع : زندگینامه موتسارت .. مجلات موسیقی انگلیسی .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دائره المعارف زرین &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سایت مرجع موسیقی کلاسیک انگلیسی زبان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عکس و لیست اثار : اینترنت&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;&lt;/LI&gt;</description>
<pubDate>Sat, 11 Jul 2009 21:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dreamcast&amp;postid=186</comments>
<dc:creator>dreamcast</dc:creator>
<guid>http://dreamcast.blogfa.com/post-186.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فرانتز شوبرت</title>
<link>http://dreamcast.blogfa.com/post-185.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img2.pict.com/08/39/32/1111484/0/schubert5a.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرانتس شوبرت ( Franz Schubert )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرانتس یا فرانتز شوبرت اخرین اهنگساز بزرگ کلاسیک وین از پیشروان مکتب کلاسیک/رومانتیک به شمار می رود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در قریه لیختنتال نزدیکی وین در سال ۱۷۹۷ به دنیا امد ، پدر او معلم بود و زندگانی محقری داشت ، در دوازده سالگی توسط پدرش به دسته اواز دربار معرفی شد و مدت ۵ سال در اموزشگاهی به نام کنویک درس موسیقی خواند . برای امرار معاش و پیدا کردن شغل تلاش فراوان کرد و ناچار مجبور شد تصنیف اهنگ کند ، ولی موفقیتی به دست نیاورد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بالاخره در مدرسه ای که پدرش معلم بود با حقوق کم استخدام شد ولی از این کار راضی نبود . تا اینکه در یک تعطیلی تابستان توانست برای تدریس موسیقی همراه فرزندان کنت اسرهاتی یا استرهازی به یکی از ییلاق های هنگری برود . ولی پس از پایان تحصیلات شغل خود را از دست داد . شوبرت در تمام عمر نتوانست به زندگی محقر خود سر و سامانی بدهد . تمام روز را اهنگ می ساخت و عصرها با دوستان متعدد خود در میخانه ها جمع و به خنده و شوخی مشغول می شدند و یا به صدای بلند اواز می خواندند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شوبرت برخلاف بتهوون مقام و منزلت و شخصیت واقعی خود را درک نکرد و دوستانش هم نمی توانستند درک کنند کسی که هر روز با انها می خندد و تفریح می کند اهمیت جهانی دارد . و یک روز اثارش در سراسر جهان مورد احترام قرار خواهد گرفت . سه سال قبل از مرگش بود که سمفونی شماره ۸ یا ناتمام را نوشت . با انکه دو ثلث از اثار شوبرت حاکی از عشق شدید و توام با هیجان است ولی شگفتا که هیچ کس در زندگانی او این عشق و علاقه را به خود معطوف نکرد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;داستان هائی برای عشق شوبرت جعل کرده اند ولی هیچ یک از انها حقیقت ندارد . تنها یک بار شوبرت درصدد برامد با دختر یکی از دوستان پدرش ازدواج کند . در ان زمان او معلم بود و حقوق سالیانه اش از ۴۰ فلورین تجاوز نمی کرد و به همین جهت به فکر عایدی دیگری افتاد و این کار انقدر طول کشید که دخترک با مرد دیگری ازدواج کرد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مردم هیچگاه از کنسرت های شوبرت در زمان حیاتش استقبال نکردند و امروزه شنوندگان اثارش در شگفتند که چگونه چنین اثار غنی و باارزشی با بی مهری شنوندگان ان زمان موجه شدند ، چند ماه بعد شوبرت به مرض تیفوس مبتلا شد و در شب ۱۶ نوامبر ۱۸۲۸ زمانی که فقط ۳۱ سال از عمرش می گذشت در گذشت و او را همان طور که وصیت کرده بود در جوار ارامگاه بتهوون به خاک سپردند . شوبرت جوانترین اهنگسازی است که در عمر کوتاه خود به مقام موسیقیدان های بزرگ رسید . اما فقط بعد از مرگش مقام حقیقی خود را احراز کرد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شوبرت در عمر کوتاه خود ۹ سمفونی ، ۱۴ کوارتت زهی ، ۲ تریوی پیانو ، و بسیاری اهنگ های زیبای دیگر به وجود اورد .. اما بدون تردید انچه که نام و جایگاه او را بی همتا نگاه می دارد . لید ها ( ترانه های ) اوست .. حدود ۶۰۳ لید یا ترانه در ۳۱ سال زندگی نشان از ان دارد که شوبرت هیچ وقت از اواز جدا نبوده و به همین دلیل است که وقتی به اثار مجلسی او نظر می اندازیم .. تریوهای پیانوی او را بسیار موفق می یابیم . چرا که بیش از هر فرم دیگری به خط اواز نزدیک است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;ماجرای تعدادی از اثار معروف شوبرت&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اولین سمفونی شوبرت در پائیز ۱۸۱۳ تنظیم شد و بوسیله ارکستر کنویک وین اجرا گردید و این اولین کار ارکستر بزرگ او بود . شوبرت این اثر را برای سازهای زهی نرمال یا متوسط تنظیم کرده .. دومین سمفونی شوبرت هم دقیقا یک سال بعد از تصنیف سمفونی شماره یک تنظیم شد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سمفونی شماره ۵ در سپتامبر و اکتبر ۱۸۱۶ . چند ماهی مانده به بیست سالگی اهنگساز ساخته شد . سمفونی شماره پنج جمع و جورترین سمفونی اهنگساز است ..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سمفونی شماره ۹ یا سمفونی بزرگ شش سال بعد از مرگش توسط شومان کشف شد . بر دستنوشته سمفونی بزرگ که معروفترین اثر شوبرت می باشد و اکنون در بایگانی انجمن فیلارمونیک وین نگهداری میشود تاریخ مارس ۱۸۲۸ به چشم می خورد . بخش اعظم این سمفونی ۳ سال پیش از مرگ شوبرت یعنی در تابستان سال ۱۸۲۵ تصنیف شده و احتمالا در مارس ۱۸۲۸ صرفا بازبینی شده . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; ولی عجیب تر از همه داستان سمفونی ۸ یا ناتمام شوبرت هست که در اصل در سال ۱۸۲۲ تصنیف شده ولی ۴۲ سال بعد کشف شد .. شوبرت شش سمفونی نخستین خودش را نه به قصد اجرای عمومی بلکه برای گردهمائی های موسیقیائی خانوادگی پدید اورد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از سمفونی شماره ۸ یا ناتمام تنها دو موومان اول پاک نویس شد و تنها طرحی مقدماتی برای موومان سوم ریخته شد ،احتمالا شوبرت فکر می کرد . اثری می سازد که شنونده ای نخواهد داشت به همین دلیل در پائیز ۱۸۲۲ از تکمیل اثر منصرف شد و پس از ان هم دیگر سعی نکرد کاملش کند و یا به اجرایش بگذارد . این سمفونی برای ارکستری به بزرگی سمفونی شماره ۹ ساخته شد . دستنوشته دو موومان کامل سمفونی شماره ۸ سال ها در اختیار دو برادر از دوستان شوبرت از اهالی گراتس اتریش بود و در سال ۱۸۶۵ بود که یوهان هربک ، رهبر ارکستر . سرانجام برای این اثر شنوندگانی پیدا کرد و از ان پس این اثر دیگر شنوندگانش را از دست نداد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اسامی و شماره ۹ سمفونی شوبرت&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P&gt;Symphony 1 D 82&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Symphony 2 D 125&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Symphony 3 D 200&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Symphony 4 D 417 &quot;Tragic&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Symphony 5 D 485&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Symphony 6 D 589 &quot;Little C Major&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Symphony 8 D 759 &quot;Unfinished&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Symphony 9 D 944 &quot;Great&quot;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;منابع :دائره المعارف ۵ جلدی زرین صفحات ۲۲۱ و ۲۲۲&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ترجمه مقاله انتونی برتون&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 09 Jul 2009 19:54:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dreamcast&amp;postid=185</comments>
<dc:creator>dreamcast</dc:creator>
<guid>http://dreamcast.blogfa.com/post-185.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سفری به صحرای نامیب</title>
<link>http://dreamcast.blogfa.com/post-184.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img2.pict.com/d7/60/aa/7a10571697fa78f0ef79689200/5PWQN/mapnam.gif&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صحرای نامیب در طول تمام ساحل کشور افریقائی نامیبیا یعنی به طول ۱۳۰۰ کیلومتر گسترده است . و عرض متوسط ان را ۱۲۰ کیلومتر گزارش کرده اند. بد نیست بدانید در این صحرا که یکی از مخوف ترین و غیر قابل سکونت ترین صحراهای زمین است . تقریبا هر ۱۰ سال یک بار . بارران می بارد .!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در این مقاله نگاهی اجمالی به زندگی حشرات و خزندگان این صحرا می اندازیم . جانوران و حشراتی که با این صحرای مخوف و محیط ان خود را وقف داده اند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی از جانوران جالب در این صحرا . شاملئون ( حربا یا افتاب پرست ) می باشد . حربا به شکلی کاملا جالب با محیط نامیب سازگاری پیدا کرده . از این که بگذریم این جانور در صورت لزوم می تواند به دلخواه رنگ عوض کند و در هر جا همرنگ همان جا بشود او نه تنها همرنگ محیط می شود بلکه بیشتر اوقات رنگ روشن تری را به خود می گیرد . تا نور و در نتیجه حرارت بیشتری را بازتاب دهد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاملئون یا افتاب پرست نیز مانند دیگر جانداران صحرا . اب مورد نیاز بدن خود را از راه شکار کردن سوسک ها و حشرات تامین می کند و سوسک ها هم برای تامین اب . شگرد مخصوص خود را دارند . بسیاری از جانوران و گیاهان نامیب . زندگی مخفی دارند و به ویژه از چشم انسان دور می مانند . زیرا که همگی برای حفظ جان استتاری داشته و می کوشند که خود را همرنگ محیط در اورند . انها فقط به چشم کسانی که صبر و حوصله زیاد کنند می ایند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صحرای نامیب با اینکه در ساحل دریا و در کنار اب گسترده شده . یکی از کم باران ترین مناطق دنیا محسوب می شود . چرا که جریان خنک ( بنگوئلا ) که از قطب جنوب سرچشمه می گیرد موقعی که به حدود جنوب غرب افریقا می رسد رطوبت تمام ابرهائی را که از اسمان اقیانوس به سمت خشکی می روند جذب می کند . در نتیجه انچه که به خشکی می رسد . نه ابر بلکه . مه متراکم و خنکی است که کمترین خاصیتی ندارد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شگرد سوسک های صحرای نامیب جهت رفع عطش منحصر به فرد است . انها قسمت پائین تنه خود را در مسیر مهی که می اید تا به زمین نزدیک شود . رو به هوا گرفته سر خود را پائین نگه می دارند و ترتیبی می دهند تا مهی که روی انها می نشیند در اثر حرارت هوا اب شده و به شکل قطره از روی پشت صاف و سراشیبی انها به سمت دهانشان سرازیر شود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شنا کردن مارمولک در ماسه . یکی از دیدنی ترین و همچنین از نوادر صحرای نامیب است . این خزنده . روزها به منظور فرار از گرما . شنا کنان به زیر ماسه ها پناه می برد و تا غروب صبر می کند . به مجرد انکه هوا رو به خنکی می گذارد . به سطح زمین می اید و دنبال شکار می گردد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;در اینجا نمائی از کشور نامیب و صحرای معروف ان را مشاهده می فرمائید&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img2.pict.com/2e/ac/67/23371cd17f446677fa4819f617/P2Vsz/mapnam.gif&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://img2.pict.com/47/ff/b9/040b0c73600ea0208becaf5a80/VLqfI/mapnam.gif&quot; target=_blank&gt;برای مشاهده نقشه اصلی کلیک نمائید&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دشمن این مارمولک نوعی رتیل است به نام ( وهل اسپایدر ) که می تواند با یک پرش این مارمولک را شکار کند . جالب انکه همین رتیل یا عنکبوت . از دشمن سنتی خود به شکل جالبی می گریزد . او پاهای خود را جمع می کند و به شکل یک گلوله در می اید و از بلندی های صحرا . قل قل خوران خود را می رهاند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از مختصات صحراهای سوزان . یکی هم ان است که شبها درست به عکس گرمای روز سرد می شوند . انقدر سرد که ادم به لرزه می افتد . در صحرای نامیب همانطور که پیشتر نیز گفته شد . هر ۱۰ سال یک بار باران می بارد . این باران . به عکس تصور و انتظار . نه از ابرهای فضای اقیانوس . بلکه از ابرهای مناطق داخلی افریقا راه گم کرده اند و باد مساعد انها را تا به این جا رانده زائیده می شوند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیش در امد باران همیشه بادهای شدیدی هستند که فضای صحرا را تیره و تار کرده و پرده های وسیعی از غبار را بلند می کنند . زمین نامیب انقدر تشنه است که باران روی ان نمی ماند . یعنی ماسه . نوعی منبع اب زیرزمینی ( زیر ماسه ای ) تشکیل می دهد . درختان و گیاهانی که ریشه تا اعماق دوانده اند . معمولا از همین منابع تغذیه کرده و پس از هر باران با سرعتی عجیب از زیر ماسه ها سر در می اورند . می رویند . سبز میشوند . و گل می دهند و سرانجام خشک می مانند تا بارانی دگر ببارد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جالب است که ریشه و بذر این گیاهان در ماسه های سوزان از بین نمی روند بلکه باقی مانده برای رویش دوباره حتی اگر ۱۰ سال طول بکشد . چشم به راه چند قطره باران می نشینند .!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در صحرای نامیب . گیاه و نبات نادر است . انهائی هم که دیده می شوند . ویژگی خاص خود و صحرا را دارند . غالب انها به تحمل تشنگی و خشکسالی عادت کرده اند و می توانند . تا ۱۰ سال انتظار باران را بکشند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 29 Jun 2009 21:03:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dreamcast&amp;postid=184</comments>
<dc:creator>dreamcast</dc:creator>
<guid>http://dreamcast.blogfa.com/post-184.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سیاه گوش ایبریا</title>
<link>http://dreamcast.blogfa.com/post-183.aspx</link>
<description>سیاه گوش ها دارای انواع مختلفی هستند و از ایران گرفته تا شما افریقا و اروپا پراکنده اند .. سیاه گوش ایبریا . اکنون با تعداد حداقل ۸۴ و حداکثر ۱۴۳ قلاده . در معرض خطر انقراض قرار دارد . محدوده زندگی این حیوان زیبا در اروپا عمدتا شبه جزیره ایبریا و کشورهای اسپانیا و پرتقال می باشد . سیاه گوش ایبریا از سال ۲۰۰۸ در لیست قرمز حیوانات در معرض خطر انقراض قرار گرفته . 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تقریبا ۸۰ درصد غذای اصلی سیاه گوش را عمدتا خرگوش ها تشکیل می دهند و حال انکه با کم شدن تعداد خرگوش ها به طرز عجیبی تعداد سیاه گوش ها هم نقصان یافته . این در حالی است که از حشرات و کلیه جانوران کوچک تر هم تغذیه می نماید . تعداد کثیری از این سیاه گوش ها هم بر اثر تصادفات جاده ای تلف شده اند و تعدادی هم بر اثر شکارچیان غیر مجاز و صرفا به خاطر پوست زیبا و پر بهایشان .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این حیوان از روی دم کوتاه و موهائی که بر روی گوش ها دارد به راحتی قابل شناسائی است .. چشمان فوق العاده تیزبینی دارد و به خاطر انعطاف فوق العاده بدنش به راحتی می تواند انواع پرندگان و حشرات را شکار کند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img2.pict.com/2e/fe/bf/f4af55190c7fdae61881cb4b0a/tkBLW/nageoanimalbabies03.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 29 Jun 2009 21:02:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dreamcast&amp;postid=183</comments>
<dc:creator>dreamcast</dc:creator>
<guid>http://dreamcast.blogfa.com/post-183.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شیطان تاسمانی</title>
<link>http://dreamcast.blogfa.com/post-182.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img2.pict.com/83/9c/18/ba121ec589e3cbfb1f9b19c0b5/6oAnO/353565199iucn461.jpg&quot; align=baseline border=0&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این کیسه دار با ظاهر شریرش . از خانواده داسیورید ها است و به خاطر قیافه شرر بارش . لقب شیطان تاسمانی به او داده اند . در جاهائی مشابه زیستگاه گورکن ها زندگی می کند . چشمانش حالت خاصی دارد . به گونه ای که اگر در نور خورشید به چشمانش نگاه کنید . چنین به نظر می رسد که کور می باشد . یکی از بزرگترین دشمن گوسفند داران است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سایت نشنال جئوگرافی اخیرا این حیوان در لیست حیوانات در حال انقراض قرار داده . به گفته خیلی از علاقمندان . بعد از گرگ های کیسه دار تاسمانی . اکنون نوبت شیطان تاسمانی است که همانند گونه دیگر از خانواده خودش از بین برود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رنگ موهای شیطان تاسمانی سیاه با لکه های سفید است و چنگال هایش . شبیه به چنگال های گربه وحشی است . تنها در جزیره تاسمانی زندگی می کند . تاسمانی . جزیره ای است نسبتا کوچک در جنوب شرقی استرالیا که عمدتا یک جزیره توریستی است و در عین کوچکی دارای پارک های جنگلی متعددی می باشد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نام شیطان تاسمانی اولین بار توسط یک جانور شناس به نام استلرز به روی این حیوان گذاشته شد . چرا که استلرز اندیشید . این جیغ ها و خرناسه های دلهره اور و استخوان سوز از عمق جهنم بر می اید و چون عمق جهنم جایگاه شیطان است . به همین دلیل نام این جانور را شیطان تاسمانی گذاشت .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما شیطان تاسمانی در دو قرن اخیر از موجودی جهنمی و شیطانی . به جاذبه ای بزرگ برای توریست ها و سمبول حیات وحش زادگاهش جزیره تاسمانی . ایالتی از استرالیا تبدیل شده .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروزه تعداد زیادی توریست . به استرالیا سفر می کنند تا با این جانور شگفت انگیز دیدار کنند . بسیاری از کشاورزان محلی . اقدام به گشایش رستوران و اقامتگاههای ویژه در قلمرو شیطان کرده اند و به توریست ها تضمین می دهند که حتما شیطان تاسمانی را به انها نشان خواهن داد و غالبا موفق هم می شوند که به قول خود عمل کنند . انان با گذاشتن لاشه های حیوانات در مسیرهای مشخص شیطان را جلب می کنند و با تمهیداتی به توریست ها نشان می دهند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شیاطین تاسمانی وقتی بر سر سفره می روند دسته جمعی و بسیار پر سر و صدا هستند . این موجودات گوشت خوار کیسه دار . ارواره هائی بس نیرومند دارند و فراوان به سراغ حیوانات زخمی یا مرده می روند و ضیافتی بر پا می سازند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از سال ۱۹۴۱ . شیاطین تاسمانی به طور قانونی تحت حفاظت درامدند و از ان زمان تاکنون جمعیت انان افزایش یافت و طبق اخرین سرشماری در دهه ۱۹۹۰ تعداد شیطان تاسمانی به حدود ۱۵۰ هزار قلاده رسیده است . اما امروزه . بر اساس گزارش نیک مونی بیولوژیست . برای شیطان تاسمانی نوعی سرطان اسرارامیز که با تومور هائی روی صورت های این جانوران خودنمائی می کند به سراغ انان امده&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بر اساس نظر نیک مونی . علت اصلی شیوع این بیماری . گازهائی است که هنگام منازعه بر سر غذا خوردن یا جفت گیری از سر و صورت یکدیگر می گیرند . او می گوید . جمعیت شیطان های تاسمانی در وحش ممکن است تاکنون به نصف تقلیل یافته و در نواحی پر جمعیت نرخ مرگ و میر به ۸۰ تا ۹۰ درصد رسیده باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;او می افزاید . به نظر می رسد این بیماری علاج ناپذیر است . علاوه بر این حادثه بزرگتری در میان نرهای بالغ پدید امده . اگر چه هر دو جنس نر و ماده در سنین مختلف مبتلا شده اند . اما حیوانات جوان تر ظاهرا کمتر در معرض بیماری هستند چون کمتر می جنگند . یا به دلیل انکه بیماری مدت طولانی تری در بدن انان ( به صورت کمون ) باقی می ماند . از هنگام مشخص شدن بیماری . ظرف چند ماه مرگ حیوان فرا می رسد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اخیرا با معرفی روباه قرمز به منطقه زیست شیطان ها . اوضاع بدتر هم شده . زیرا روباه ها به صورت رقیبی در غذا در کنار انان قرار گرفته و زیستگاه انان را تنگ تر ساخته اند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همچنین توله های شیطان تاسمانی نیز طعمه روباه ها می شوند . در وهله نخست تصور بر ان بود که شیطان های تاسمانی در جریان رقابت با روباه ها عمل خواهند کرد و توله های انها را خواهند خورد و بدین وسیله به مانعی طبیعی در برابر ازدیاد بی رویه روباه ها تبدیل خواهند شد . اما قضیه اکنون به کلی معکوس شده و این نسل شیطان های تاسمانی است که به خطر افتاده .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی از راه هائی که برای نجات شیطان تاسمانی در نظر گرفته شده انتقال تعدادی از سالم ها به نقطه دیگری در تاسمانی است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منابع : سایت نشنال جئوگرافی . مجله شکار شماره ۶&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 29 Jun 2009 21:01:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dreamcast&amp;postid=182</comments>
<dc:creator>dreamcast</dc:creator>
<guid>http://dreamcast.blogfa.com/post-182.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
